آخرین اخبار : 

آینده ای پوشیده از گرد و غبار (قسمت اول)

باد و طوفان واقعاً دارد ایران را با خود می‌برد. در حال حاضر طوفان‌های گرد و غبار خفقان‌آور اغلب شهرهای بزرگ و همچنین شهرهای کوچک‌تر و مناطق روستایی در سراسر ایران را پوشانده است، کشوری که از نظر مساحت در رتبه هفدهم جهان قرار دارد. این طوفان‌های گرد و غبار تهدیدی جدی برای مختل کردن بخش‌های بسیار مهم و حیاتی زندگی عمومی مردم، اقتصاد، تحصیل و آموزش، بازرگانی، سلامت و بهداشت عمومی، کشاورزی، تجارت و حمل و نقل به شمار می‌روند.

بررسی علل و عوامل مؤثر در ایجاد طوفان‌های گرد و غبار در ایران

طوفان‌های گرد و غبار مرتبأ در مناطق خشک و نیمه خشک در سراسر جهان به وجود می‌آید. ایران در مرکز «کمربند گرد و غبار» نیمکره شمالی زمین واقع شده‌است، کمربندی که از سواحل غربی آفریقای شمالی شروع شده، از خاورمیانه عبور کرده و سراسر آسیای جنوبی و مرکزی را احاطه کرده و تا چین امتداد می‌یابد. بادهایی که بر فراز مناطق باز و مسطح فلات خشک ایران، بیابان‌ها و دشت‌ها و مناطق پوشیده از نمک در ایران می‌وزند به آسانی خاک و شن‌های نرم و سست را بلند کرده و این ذرات کوچک خاک و شن را به اتمسفر انتقال داده و آنها را تا ده‌ها و یا حتی صدها هزاران کیلومتر دورتر از این مناطق با خود حمل می‌کنند. فرسایش در سراسر ایران سالانه هزاران تن پوشش خاکی و رسوبی هر کیلومترمربع از کشور را از بین می‌برد. طوفان‌های گرد و غبار حاصل از این فرآیند می‌تواند منجر به مسدود شدن جاده‌ها و خطوط راه‌آهن، تعطیلی فرودگاه‌ها، نابودی محصولات کشاورزی، از کار افتادن ماشین‌آلات و همچنین ایجاد آلودگی هوا در شهرها گردد که موجب ناتوانی مردم شده و سلامت و بهداشت عمومی افراد را به خطر خواهد انداخت.

2

اما با این حال طبیعت به تنهایی عامل حرکت توده‌های گرد و غبار نیست. شیوه‌های مدیریت آب و زمین در ایران سبب وخیم‌تر شدن شرایط محیطی شده است که عاملی برای تشدید طوفان‌های گردو غبار به حساب می‌آید. کشورهای همسایه ایران نیز به همین ترتیب سیاست‌های زیان‌آور مشابهی اتخاذ کرده‌اند که پیامدهای مخربی را در سطح منطقه داشته است. تغییرات جهانی آب و هوا در پس این فشارهای داخلی و بین‌المللی هم می‌تواند در افزایش خشکسالی و بیابان‌زایی در ایران و جنوب غرب آسیا سهم عمده‌ای داشته باشد و موجب تشدید طوفان‌های گردوغبار و شن در آینده شود.

گسترش گرد و غبار در مناطق ایران
به نظر می‌رسد شدت طوفان‌های گرد و غبار در ایران و دفعات وقوع آنها در حال افزایش است. در مقایسه با ۳۰ سال گذشته تعداد طوفان‌های قابل توجهی در طی سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۹ در ایران رخ داده‌است که رشد بسیار قابل توجهی به شمار می‌آید و این رقم در استان‌های غربی ایران از ۷۰ درصد به ۱۷۵ درصد افزایش داشته است. طوفان‌های گرد و غبار مانند گذشته تنها در مناطق بسیار حساس و آسیب‌پذیر روی نمی‌دهد بلکه میزان وقوع این طوفان‌ها در مناطق شمال شرقی ایران – در حوالی سبزوار – و همچنین استان‌های شمال غربی ایران به خصوص آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی و کردستان دو برابر شده است.

این افزایش در تعداد طوفان‌ها با تغییرات آب و هوای منطقه‌ای نیز مرتبط است. برطبق دومین کنفرانس ملی ایران در مورد چهارچوب کنوانسیون سازمان ملل در خصوص تغییرات اقلیمی و آب و هوایی در طول نیم قرن گذشته بسیاری از مناطق ایران به طرز فزاینده‌ای به مناطق خشک تبدیل شده‌اند. از سال ۱۹۶۰ تا کنون درجه حرارت متوسط این مناطق تا پنج درجه سانتی‌گراد افزایش یافته است و این در حالیست که میزان بارندگی سالانه در بسیاری از مناطق سراسر کشور کاهش یافته است.

گرم شدن کره زمین می‌تواند این روند را تشدید کند. مطالعات و پژوهش‌های انجام شده از سوی ایرانیان پیش‌بینی کرده است که متوسط درجه حرارت می‌تواند تقریباً تا حدود یک درجه سانتی‌گراد تا سال ۲۰۳۹ افزایش داشته باشد و این در حالیست که میزان بارندگی‌ها در سراسر کشور در حدود ۹ درصد کاهش خواهد داشت. اقلیم و آب‌وهوای گرم‌تر موجب خشک‌تر شدن خاک می‌شود و در نتیجه گرد و غبار و شن‌های سستی حاصل می‌شوند که به آسانی با حرکت بادها جابه‌جا خواهند شد.

هموار کردن راه گردبادها؛ بررسی عوامل انسانی در تشدید این پدیده

با این حال فشارهای آب و هوایی به هیچ وجه تنها عامل به وجود آورنده طوفان‌های گرد و غبار در ایران نیستند. برطبق گزارشات سازمان مدیریت جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری در ایران، روش‌های خاص کشاورزی ایرانیان، زمین و شیوه‌ها و تدابیر مدیریت آب به طرز قابل ملاحظه‌ای موجب تشدید شرایط و تنش‌های محیطی شده است که در ایجاد طوفان‌های گرد و غبار مؤثرند. به طور مثال، چرای بیش از حد دام‌ها به طرز چشمگیری موجب فرسایش دشت‌های ایران شده است. در حال حاضر ایران بیش از دو برابر توان و استقامت زمین‌هایش به پرورش دام می‌پردازد. چرای بیش از حد دام‌ها در مراتع و چراگاه‌های یکسان موجب از بین رفتن علفزارها و سایر پوشش‌های گیاهی شده است که موجب حفظ و ثبات خاک می‌شوند.

مسئله اساسی دیگر این است که ایران از دهه ۱۹۵۰ تا کنون بیش از بیست درصد از پوشش جنگلی خود را به منظور ایجاد زمین‌های کشاورزی و آبادی شهرها از بین برده است. در نتیجه این جنگل زدایی درختانی از بین رفتند که نقش بادشکن‌های طبیعی را در برابر طوفان‌های گرد و غبار ایفا می‌کنند.

خشک شدن دریاچه‌‌های ایران و تأثیر آن بر افزایش طوفان‌های گرد و غبار
سیاست‌های دولت نیز موجب تشدید بحران گرد و غبار شده‌است. شیوه‌های اتخاذ شده در بخش مدیریت آب در شمال غرب ایران دریاچه ارومیه را که به عنوان بزرگ‌ترین دریاچه آب شور، میان دو استان آذربایجان شرقی و غربی گسترده شده است به کانون نوپایی برای انتشار ذرات گرد و غبار و ریزگردها تبدیل کرده است. سدها و همچنین تغییر مسیر بر سر راه رودخانه‌هایی که به دریاچه ارومیه سرازیر می‌شوند (با هدف تأمین آب برای آبیاری، صنعت و سایر کاربردها) به طرز قابل توجهی در کاهش میزان آب ورودی از رودخانه‌های منتهی به این دریاچه نقش داشته است. کاهش جریان آب رودخانه‌ها به همراه خشکسالی‌های مکرر در منطقه موجب کاهش شدید سطح آب دریاچه شده است.
دریاچه ارومیه که زمانی بزرگ‌ترین دریاچه در خاورمیانه قلمداد می‌شد در دو دهه گذشته در حدود ۶۰ درصد از مساحت خود را از دست داده است و از حدود ۳۶۸۰ کیلومترمربع در دهه ۱۹۹۰ به ۱۴۲۴ کیلومترمربع در حال حاضر کاهش پیدا کرده‌است. در نتیجه همین امر بادهایی که زمانی سبب مواج شدن آب این دریاچه آب شور کم عمق می‌شدند اکنون بر زمین‌های خشک باقی‌مانده از این دریاچه می‌وزند و توده‌های نمک برخاسته از بستر خشکیده دریاچه را با خود حمل می‌کنند. این به اصطلاح طوفان‌های سفید و یا نمکی آسیب‌های بسیاری به مناطق کشاورزی اطراف آن منطقه وارد آورده‌است چرا که نمک‌های بادآورده محصولات کشاورزی را پوشانده، به رشد آنها آسیب وارد می‌کنند، سبب آلوده شدن خاک و کاهش بهره‌وری آن می‌شوند.

oroomiye1

در باتلاق‌ها و دریاچه‌های نمک حوضه سیستان در مرز شرقی با افغانستان که هامون نام دارد نیز شرایط مشابهی حاکم است. سطح آب در سیستم هامون که آب هلمند و سایر رودخانه‌های کوچک‌تر افغانستان به آن سرازیر می‌شوند بسته به بارش‌های منطقه‌ای و میزان ذوب برف‌های این منطقه در نوسان است. اما در اینجا نیز به دلیل برداشت‌های بیش از حد آب به منظور آبیاری، توسعه مخازن و منابع آب شرکت چاه نیمه ایران و همچنین خشکسالی طولانی مدت، جریان آب‌ها به هامون قطع شده‌است. سطوح آب در دریاچه‌ها کاهش یافته و قسمت‌هایی از بستر دریاچه خشک شده‌است. در نتیجه، بررسی‌های ماهواره‌ای و داده‌های بدست آمده از این منطقه حاکی از آن است که با خشک شدن هامون طوفان‌های گرد و غبار و ریزگردها در حال افزایش هستند.

hamoon

در قم هم وضعیت چندان مساعد به نظر نمی‌رسد و خشک شدن دریاچه نمک قم و وزش باد، وضعیت نامطلوبی را ایجاد می‌کند.

سیاست مقابله با گرد و غبار
دریاچه ارومیه و حوضه سیستان نمونه برجسته‌ای از طبیعت منطقه‌ای ایران و چالش‌های مرتبط با گرد و غبار است. گرچه ممکن است طوفان‌های خاصی در ایران به وجود بیایند، اما پیامدها و تأثیرات این پدیده به همسایگان ایران نیز می‌رسد. به عنوان مثال، اغلب بادهایی که بر روی دریاچه ارومیه می‌وزند می‌توانند گرد و غبار را با خود تا هزاران متر به هوا برده و تا ۲۴۰ کیلومتر به سمت شمال یا بیشتر از آن به سمت ترکیه، ارمنستان و آذربایجان حمل کنند. به همین ترتیب حوضه سیستان نیز منبع اصلی گرد و غبار برای نواحی آسیای جنوب غربی قلمداد می‌شود و طوفان‌هایی که از هامون آغاز می‌شوند قادرند رسوبات مملو از نمک را در سراسر ایران، افغانستان و پاکستان منتشر کنند.

ایران نیز در برابر طوفان‌هایی که منشأ آنها در خارج از مرزهای این کشور است بسیار آسیب‌پذیر می‌باشد. دانشمندان می‌توانند از طریق ردیابی تصاویر ماهواره‌ای و نیز تجزیه و تحلیل ترکیبات معدنی ذرات بسیار کوچک گرد و غبار باد آورده، محل شروع این طوفان‌ها را تعیین کنند. مطالعات آنها نشان می‌دهد عراق، سوریه و عربستان سعودی منابع و مراکز قابل توجه گرد و غبارهایی هستند که ایران را متأثر کرده‌است. برطبق مطالعات و پژوهش‌های صورت گرفته کارشناسان در دانشگاه صنعتی شریف ، تهران با اینکه از مرزها فاصله بسیاری دارد اما ۹۰ درصد گرد و غبارهایی که در طول طوفان‌های گرد و غبار در سال‌های ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۰ تهران را پوشانده بود از بیابان‌های عراق و سوریه نشأت‌گرفته بودند. ناپایداری جوّی در صحراهای عربستان، عراق،کویت و سوریه از یک سو و تخریب مناطق جنگلی و مراتع کشور عراق و تغییرات فشار هوا و وزش باد شدید از سمت بیابانهای کشورهای عراق و عربستان از سوی دیگر استان­های غربی را به مکان­های مساعد برای رخداد مکرر پدیده‌ی گرد و غبار در کشور ایران تبدیل کرده‌است.

طوفان‌های گرد و غبار؛ تعاملات ایران و کشورهای همسایه در این زمینه
طوفان‌های گرد و غبار ایران و همسایگانش را در یک رابطه دو سویه و متقابل قرار داده‌است. سیاست‌های اتخاذ شده از سوی ایران در زمینه‌های زمین و آب موجب تشدید طوفان‌های گرد و غباری شده‌است که از مرزهای ایران گذشته و تا عراق و افغانستان ادامه می‌یابد. ایران بر سر رودهایی که از این کشور به دجله و فرات در عراق می‌ریزند (از جمله الوند، کارون و سیروان) سد سازی نموده و مسیر حرکت آنها را تغییر داده است؛ و کاهش آب در هامون و تأثیر آن بر طوفان‌های سیستان به آب سرازیر شده از رود هلمند بستگی دارد، رودی که میان ایران و افغانستان مشترک است.

لذا تصمیمات اتخاذ شده در حوزه آب و زمین از سوی کشورهای همسایه ایران نیز طوفان‌های گردوغباری پدید می‌آورند که امکان گسترش به داخل ایران را دارند. اکثر متخصصان ایرانی نگرانند که افزایش تقاضای آب و ایجاد سدهای جدید در عراق، سوریه و به خصوص ترکیه می‌تواند بخش‌هایی از دجله و فرات را بخشکاند که افزایش بیابان‌زایی و طوفان‌های گردوغبار در ایران را به دنبال دارد.
ایران و همسایگانش در سال‌های اخیر به این وابستگی متقابل پی برده و برای همکاری توافق حاصل کرده‌اند. در سال ۲۰۰۹ ایران و عراق توافقنامه‌ای امضا نمودند که به موجب آن عراق موظف شده بود با پاشیدن مالت بیولوژیکی یا نفتی روی منابع گرد و غبار در بیابان، از خطر ریزگردها بکاهد. در سال ۲۰۱۱ این دو کشور قراردادی امضا کردند تا به موجب آن و در قالب پروژه مشترک ۱٫۲ میلیارد دلاری ۶۱۷۶ کیلومترمربع از بیابان‌های عراق را مالت‌پاشی کنند. با این وجود این توافق‌ها نتیجه چندانی نداشته و قرارداد ایران و عراق هرگز به بهره‌برداری نرسید. در سال ۲۰۱۰ ایران، عراق، سوریه، قطر و ترکیه توافقنامه‌ای به منظور تبادل اطلاعات، فناوری و تجربه برای کاهش طوفان‌های گرد و غبار را در تهران به امضا رساندند. اما این تنها یک آغاز به حساب می‌آید.

ادامه دارد…


  1. Joni گفت:

    Thanks for your thhstogu. It’s helped me a lot.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *